شگفتی های زندگی مشترک
-
تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 4:40
من نمی دانم مابقی آدمها یا حتی خودم زمانی که در خواب عمیق هستند چه واکنش های غیر ارادی ای از خودشان نشان می دهند . راستش از زمانی که واکنش های همسرم را در حالیکه در لایه های عمیق خوابش هست دیدم ، خیلی به این موضوع علاقمند شدم . مثلا او نیمه های شب کاملا غیرارادی من را بغل می کند و بعضی شب ها جملاتی ...
کادوهای تاخیری ، بازسازی های بیهوده
-
تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 23:21
اگر یک کار را خوب انجام بدهد گند زدن به حال و احوال من است ، اما اگر یک کار را بهتر انجام دهد درست کردن خرابی هاست که ایجاد کرده ، خواهرم را می گویم . در یک شرایطی قرارت می دهد که نه می توانی پس بزنی درخواست منت کشی اش را و نه در شرایطی هستی که بیخیال اتفاقات قبل بشوی . البته اینکه این مدل آدم ها می...
عرفان مامانی
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 1:14
- توی شهرم مثه تو اتاقا بوی نم میاد ، حالم میخواد بهم بخوره ازین بو ... + اشکال نداره ، حالا حالاها باید حالت بهم بخوره ، چیزای سخت تر و بدتر ازینو ببینی بعد بهشت میاد زیر پات - هرچقدم اذیت بشم فک نمی کنم بهشت بیاد زیر پام ، من مثه تو اینقد خوب و پاک نیستم ... + اینطوری حرف نزن خدا قهرش میگیره ، همه...
آزمون الهی سخت
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 1:14
به مدت یک هفته قوت غالبم ماست و پرتقال بود و دقیقا نمی دانم چطور روی پا می ایستادم و دو ساعت دو ساعت سر کلاس فک می زدم. دو سه روزی است که ماست و پرتقال دیگر جواب نمی دهد و گشنه ام است اما غذا نمی خواهم! غذا که به بدن نرسد فکرهای عجیب و تصمیماتی عجیب تری به سراغت می آیند. من امروز در میانه ی بیهوشی ن...
اسم رمز: یلدا
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 1:14
-موهاتم که رنگ شرابه تو این شب یلدا + شراب جز سفره یلدا نیستا - خب رنگ اناره :)) + ببخشید... نشد که بشه امسالم ... -هیسسس ... تولدت شیش ساعت دیگه ات مبارک شب یلدای من هندونه شیرینیش کم میاره پیش بوسه های تو که غم نداره ، غم نداره ، غم نداره.
آرامش غلیظ
-
تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 7:48
از آن دست تجربه های دور بود ، مربوط به دوران کودکی و نوجوانی شاید. هواپیما که برخاست دستم را روی دستش گذاشتم فقط چون می خواستم لمسش کنم. دستم هایم را گرفت . گرم بود و امن. چشم هایم را بستم و هرچه یاد گرفته بودم پیاده کردم. پنج دقیقه گذشت ، ده دقیقه یا شاید هم بیست دقیقه ، چشم هایم را باز کردم و دیدم...
شهودهای نیمه شبی
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
در وادی عشق اگر دویدن باشد بر جاده ی غیر خط کشیدن باشد ما و سفری که همچو خط پرگار هرجا برسی به خود رسیدن باشد بیدل دهلوی
یعنی بیداری ؟
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
دیشب در لحظه ی خواب و بیداری یک گوشه ی ذهنِ پر حرفم شلوغی های بعدازظهر و حرف ها و هیجان ها و خوشحالی ها بود . یک گوشه ی دیگرش شیوه هاش تربیتی شان نقد می شد . گوشه های دیگر کرکرهایشان را پایین می کشیدند و آرزو می کردند که خوب بخوابم . همان گوشه ها این ایده را انداختند وسط که چقدر خوب میشد اگر در روز ...
مو فرفریِ غزلخوانِ منی !
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
اصوات بلندی از اتاق کناری می آمد . از آن هیجان های الکی . بازی دارت شده بود یک موضوع حیثیتی که باید برایش جانشان را می دادند . من یک خستگیِ عمیق داشتم با خمیازه های گشاد گشاد اما انگار برای هیچ کس مهم نبود . خب اصلا خستگی من چرا باید برای کسی مهم باشد ؟! من و مو فرفری ماندیم یک طرف و یک جماعت اهل رق...
صبح تولدم
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است ... به مناسبت تولدم!
عصر تولدم
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
-اینو برام فرستاد و گفت: اون وسطی توئی گفتم: اون دور و وریا کی ان؟ گفت: یکیش منم بقیه رو نمیدونم ... - دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه کفش فرار و برکشید آستین همت و بالا زد و وفت
شب تولدم
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 4:09
دیگه داره تموم میشه . باید اعتراف کنم یک تولد بی نظیر و یک روز زیبا داشتم . هیچ وقت فکر نمی کردم در بیست و نه سالگیم ، یکی از عزیزترینم هام از یک شهر دیگه ، دوست نزدیکم از یک کشور دیگه ، آدم هایی که تنها دوماهه میشناسمشون با یک کیک و کادو و شریک زندگیم با یک عروسک پاندا !!! تولدمو بهم تبریک بگن و یک...
درونگرای برونگرا نَما
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 11:46
اهل صربستان بود . یک اروپاییِ مسلمان با مو و ریش های بلوند و چشم های آبی . ببیش از آنچه باید نسبت به وضعیت زندگی ما ایرانی ها ، آداب و رسوم مان ، عقایدمان ، حتی مسلمانی مان کنجکاو بود . اولین واکنشش در مقابل هئیت هایی که به مناسبت شهادت امام رضا مقابل حرم جمع شده بودند این بود که : چقد سرو صداست این...
سه شنبه ی بنفش
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 16:13
اولا که هیچ وقت از سه شنبه ها خوشم نمی آمد . معلوم نیست اول هفته است یا آخر هفته . اسمش سه شنبه است اما روز چهارم هفته است . نه شور و انرژی اول هفته را دارد و نه خستگی آخر هفته را . تکلیفش با خودش هم معلوم نیست . چیزی شبیه ساعت سه بعدازظهر است و من ن
خودکشیِ خودخواسته
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 16:13
سر کلاس حاضر شده ، به سلف دانشگاه رفته و نهارش را خورده ، سر کلاس بعدی هم حاضر شده ، تمام مدت در کلاس بوده و به صحبت های استاد گوش می داده ، کلاس که تمام شده به پشت بامِ دانشکده رفته ، یادداشتی در جیبش گذاشته ، مکان مناسب را انتخاب کرده ، کیفش را هم
new songs
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:22
اون آهنگ مسعود صادقلو که اسمش " آخر شب " هست ، فقط همونجاش که گلشیفته میگه : دست به من زدی نزدیا ! آلبوم " پاییز سال بعد " از رستاک هم فقط همونجاش که میگه صدبار گفتم باز یادت رفت ، دنیای ما اندازه ی هم نیست . نه ، تمام آلبوم اش !
آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم ...
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 12:22
عرفان اسلامی می گوید نه من : در دایره قسمت ما نقطه پرگاریملطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی من هم مثل حافظ از میان اشکال هندسی به دایره علاقمندم و هرچند از رسم و ریاضی دل خوشی ندارم اما پرگار را دوست دارم . پرگار می تواند دایره را درست و سالم و ب
ساعت شعر خواندن
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:26
تنها ستاره ای که تماشایی بود فقط تماشای کسی را می خواست که از ستاره تماشایی فقط تماشا می خواست. رضا زاهد پی نوشت : شعر باید طوری باشد که اول مبهوتتان کند بعد هم عاشق .
یک بعد از ظهر معمولی
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:26
- آره بعد از اینکه چک کردم که آیا واقعا سایت هایی هستند که پروفایل اینستا رو در سایر اصلی نشون بدن و بعد از اینکه چک کردم که آیا درست هم کار میکنن یا نه ؟! چند دقیقه که بادم نمیاد چند دقیقه بود بی حرکت موندم . به نظر قبلش هم صدای موسیقی رو قطع کرده ب
پرتاب
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:26
قسمت خوب ماجرا این است که شمایید و خاطرات و یادگاری هایتان . می توانید هر بلایی دوست دارید سرشان بیاورید . می توانید هیچ بلایی سرشان نیاورید و بگذارید در گنجه ای و تا ابدِ خودتان ، آنها را نگه دارید . مسئله فقط اجسام نیست . خاطره ها هم همین وضعیت را